تبليغاتX
کافی نت مهتاب


ارایه کلیه خدمات اینترنتی و کامپیوتری

گوش چپ شما گوش عشق است!!
 

گروهي از دانشمندان آمريکايي کشف کردند گوش چپ که اطلاعات خود را به نيمکره راست مغز ارسال مي کند گوش "عشق" است و بنابراين عبارات احساسي را براي درک بهتر بايد در اين گوش نجوا کرد...
مغز انسان به دو نيمکره راست و چپ تقسيم مي شود. بخش چپ مغز منطق، توجه به جزئيات، زبان، علم و استراتژيها را نشان مي دهد و طرف راست تصورات، اشراق و سير و سلوک، ديد همزمان، تخيلات و احساسات را حاکميت مي کند.
هر يک از اين بخشهاي مغز قسمت مخالف بدن را کنترل مي کنند. بنابراين منطقي است که تصور شود يک جمله احساسي اگر مستقيما از طرف چپ بدن ارسال شود سريعتر به مراکز احساسي مي رسند.
به طور طبيعي چشم راست با زکاوت بيشتري مي تواند رنگها را درک کند اين درحالي است که بهتر است مادران گونه چپ کودک را ببوسند و يا با دست چپ کودک را در آغوش بگيرند.
در حقيقت دانشمندان دانشگاه ساسکس انگليس در تحقيقات خود نشان دادند که 85 درصد از زنان چپ دست يا راست دست کودک خود را با دست چپ در آغوش مي گيرند. به اين ترتيب واکنشهاي فيزيکي و احساسي کودک مستقيما به طرف راست مغز مادر مي رسند.
گروهي از محققان دانشگاه "سم هاستون" آمريکا با آزمايش هزار و 120 نفر مشاهده کردند که گوش چپ در اين افراد "گوش عشق" است. به طوري که 69 درصد از موارد خاطر نشان کردند تمام عبارات شيرين و عاطفي را هنگامي که از راه گوش چپ مي شنوند بهتر درک مي کنند و تنها 56 درصد از موارد اگر اين عبارات را با گوش راست بشوند مي توانند عمق آنها را درک کنند.


+ نوشته شده توسط خانی در 88/04/11 و ساعت 6:39 بعد از ظهر |
سویا برای ریه ها نیز مفید است
 

پژوهشگران با بررسی نتایج یك تحقیق جدید تاكید كردند: مصرف مواد غذایی حاوی سویا خطر ابتلا به

بیماری مزمن انسداد ریوی را كاهش می‌دهد.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، پژوهشگران استرالیایی در یك مطالعه جدید دریافته‌اند:

افرادی كه محصولات غذایی حاوی سویا مصرف می‌كنند، عملكرد ریوی بهتری دارند و خطر بروز بیماری

مزمن انسداد ریوی در آنها بسیار كمتر است.

دكتر فومی هیرایاما و اندری لی از دانشگاه فناوری كیورتین در استرالیا به همراه یك تیم پژوهشی از

پزشكان متخصص امراض ریوی این تحقیق را انجام داده‌اند. آنها از 300 بیمار مبتلا به بیماری مزمن

انسداد ریوی در شش بیمارستان ژاپنی و 340 نفر در گروه كنترل و در رده سنی مشابه از همان نواحی

نظرسنجی كردند.

پژوهشگران درباره مقدار مصرف سویا در این افراد اطلاعاتی به دست آوردند. دكتر هیرایاما در بیانیه‌ای

اعلام كرد: مصرف سویا باعث بهبود عملكرد ریه‌ها می‌شود.

پژوهشگران درباره مقدار مصرف سویا در این افراد اطلاعاتی به دست آوردند. دكتر هیرایاما در بیانیه‌ای

اعلام كرد: مصرف سویا باعث بهبود عملكرد ریه‌ها می‌شود.

وی تصریح كرد: سویا حاوی فلاوونوئیدهایی است كه به عنوان یك ماده ضد التهابی در ریه عمل می‌كند

و می‌تواند در افراد سیگاری از ریه‌ها در برابر تاثیرات سرطان زایی تنباكو محافظت كند.

با این حال پژوهشگران تاكید كردند باید تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد تا مكانیسم بیولوژیك

این تاثیر شناسایی شود.

گفتنی است، سویا یكی از تركیبات موجود در بسیاری از مواد غذایی ژاپنی ها است و تا كنون فواید

بسیاری از مصرف این ماده خوراكی شناخته شده است.


+ نوشته شده توسط خانی در 88/04/11 و ساعت 6:38 بعد از ظهر |
سوالات کنکور 88 (طنز)
 

هنر
------------ --------- --------- --------- --
هنرپیشه معروف سینما ؟
الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ک) محمدرضا گندمزار
ش) محمدرضا دشت

هنرپیشه مرحوم سینما ؟
الف) رضا ژیان
ب) رضا ماکسیما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور

هنرپیشه مرحوم فیلم "ممل آمریکایی" ؟
الف) نعمت الله گرجی
ب) نعمت الله ساقه طلایی
ک) نعمت الله شیرین عسل
ش) نعمت الله مینو

هنرپیشه زن معروف سینما ؟
الف) هدیه تهرانی
ب) کادوی تهرانی
ک) چشم روشنی تهرانی
ش) قابل نداره تهرانی

بازیگر چشم روشن سینما و تلوزیون ؟
الف) پارسا پیروفر
ب) فارسا فیروزپر
ک) پارسا پیروزپر
ش) فارسا فیروزفر

یکی از آهنگ های منصور ؟
الف) دیوونه
ب) ... خل
ک) منگل
ش) عجوج مجوج!

خشایار اعتمادی چه سبکی می خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ک) راهبه
ش) موبد
 


تربیت بدنی
------------ --------- --------- --------- --
مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس ؟
الف) علی پروین
ب) علی شهین
ک) علی مهین
ش) علی دمبه

کشتی گیر گردن کلفت ایران ؟
الف) عباس جدیدی
ب) عباس قدیمی
ک) عباس نیو
ش) عباس آپ تو دیت

تیم فوتبال آبادانی ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزین آبادان
ک) گازوئیل آبادان
ش) استقلال اهواز

باشگاه انگلیسی ؟
الف) میدلزبرو
ب) میدلزبیا
ک) میدلزبودی حالا
ش) میدلزپاشو برو گمشو

بازیکن بوسنیایی سابق بایرن مونیخ ؟
الف) حسن صالح حمیدزیچ
ب) حمید صالح حسنزیچ
ک) حسن حمید صالحزیچ
ش) بابا چند نفر به یه نفر ؟؟؟

دروازه بان انگلیس در جام جهانی 1998 فرانسه ؟
الف) دیوید سیمن
ب) دیوید سیمثقال
ک) دیوید سیگرم
ش) دیوید سیتن

مهاجم سال های دور منچستر یونایتد ؟
الف) اندی کول
ب) اندی سرشانه
ک) اندی پشت بازو
ش) اندی مرسی هیکل
 


فیزیک 1و2و3و4و5و6و7و . . . و شیمی . . . ( در هم )
------------ --------- --------- --------- --
مساحت دایره چقدر است ؟
الف) 2 متر
ب) 5/2 متر
ک) بیشتره
ش) صبر کن بپرسم

سرعت نور چقدر است ؟
الف) خوب است
ب) بد نیست
ک) شما چطوری ؟
ش) چه خبر ؟

کدام عبارت زیر باید فیلتر شود ؟
الف) cosx
ب) 2sin2x
ک) cotghx
ش) tg3x

کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد ؟
الف) نیوتن
ب) کیلوگرم
ک) متر بر مجذور ثانیه
ش) نیترات مس

یکی از وسایل مربوط به فیزیک که در عینک ، تلسکوپ و میکروسکوپ به کار میرود ؟
الف) عدسی
ب) کاچی
ک) فرنی
ش) سرشیر با دوغ

دانشمندی که بین بار الکتریکی و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه ای نوشت ؟
الف) تامسون
ب) واشنگتنی
ک) بمی
ش) شهسواری

یکی از اشکال ماده ؟
الف) گاز
ب) یخچال
ک) بخاری
ش) ماشین ظرف شویی

نام دیگر اسید فرمیک ؟
الف) جوهر مورچه
ب) جوهر مورچه خوار
ک) جوهر پلنگ صورتی
ش) جوهر سلندی پیتی

نام گاز سرد کننده یخچال های قدیمی ؟
الف) فرعون (فرئون)
ب) نمرود
ک) ابرهه
ش) خسرو پرویز

نام دیگر گازهای بی اثر مثل هلیم ، نئون و ... ؟
الف) گازهای نجیب
ب) گازهای سر به زیر
ک) گازهای باوقار
ش) کلا بچه های خوبی هستن
 


ادبیات
------------ --------- --------- --------- --
در بیت زیر چه صنعتی به کار رفته است ؟
"بی وفایی ، بی وفایی ، دل من از غصه داغون شده"
الف) ایهام
ب) صنعت نفت
ک) صنعت پتروشیمی
ش) صنعت میخ راست کنی!

شاعر قرن ده دوازده؟
الف) هاتف اصفهانی
ب) ابی اصفهانی
ک) اندی اصفهانی
ش) سیاوش قمیشی اصفهانی

فعل "خوردن" را صرف کنید ؟
الف) خوردی
ب) صرف شده
ک) میل ندارم
ش) نوش جان

نویسنده "منطق الطیر" کدام شاعر است ؟
الف) عطار نیشابوری
ب) نجار نیشابوری
ک) سمسار نیشابوری
ش) گل فروش نیشابوری


+ نوشته شده توسط خانی در 88/04/10 و ساعت 9:17 بعد از ظهر |
یک تحقیق علمی ‌در رابطه با ساندویچ نشان می‌دهد

 

روش میل کردن ساندویچ توسط شما می‌تواند بیانگر بسیاری از احساسات درونی شما و بطور کلی شناخت شخصیت شما باشد.
کدام یک از روش‌های زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر می‌گیرید؟
1- ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می‌کنید؟
2- ساندویچ خود را دو لقمه می‌کنید؟
3- ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می‌خورید؟
4- ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب می‌گذارید؟
5- ساندویچ خود را کاملاً باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می‌خورید؟

۱. چنانچه ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می‌کنید:
فردی منظم، حساس، دقیق و عاطفی هستید. در واقع نظم در زندگی شما حرف اول را می‌زند. دیگران به خوبی می‌دانند که از چه جایگاهی باید با شما وارد سخن شوند. گذشت شما در زمینه‌های مختلف زبانزد خاص و عام است. صبر و استقامت از دیگر ویژگی‌های شماست. دیگران برای انجام کارها و رفع نیازهای روزمره خود روی شما حساب می‌کنند.

۲. چنانچه ساندویچ خود را دو لقمه می‌کنید:
شما ظاهراً فردی عجول و نسبتاً خشن بوده و این خصوصیت راحتی در غذا خوردن را نیز نشان می‌دهد. ظاهراً خیلی از خودتان مطمئن هستید و می‌توان گفت که در اکثر اوقات به خاطر عجول بودنتان بدون مشورت با دیگران تصمیم می‌گیرید که در بسیاری از موارد عواقب آن را نیز متحمل می‌شوید. معمولاً شما فرصت رسیدگی به حرف و سخن دیگران و یا حتی خود را ندارید، که این نیز ناشی از همان عجول بودن ذاتی شماست.

۳. چنانچه ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می‌خورید:
به راحتی با دیگران دوست می‌شوید و خوشرو و دست و دلباز هستید و به رای و نظر فرد مقابل احترام می‌گذارید و از درگیر شدن با اطرافیان پرهیز می‌کنید. آرامش خاصی دارید و دیگران از بودن در کنار شما احساس لذت می‌کنند.

۴. چنانچه ساندویچ  خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب می‌گذارید:
آینده نگری و نگاهی به فردا داشتن از ویژگی‌های شخصیتی شماست. در هر زمینه‌ای و برای اقدام در مورد هر مساله ابتدا به عواقب آن اندیشیده و با مروری به آینده حال را برنامه ریزی می‌کنید. مصمم و هوشیارید و نسنجیده حرف نمی‌زنید. دیر با کسی دوست می‌شوید اما دوستی هایتان پایدار است.

۵. چنانچه ساندویچ  خود را کاملاً باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می‌خورید:
شخصیتی قابل احترام دارید. سعی می‌کنید هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نروید. نگاه گیرا و نافذ شما می‌تواند مخالفانتان را به سرعت سر جای خودشان بنشاند. بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه‌های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن ها را نیز ببینید. انرژی شما برای یافتن دوستان جدید و کم نظیر نیز مثال زدنی است. در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دست بوده و عاشق رقابت سالم با دیگران هستید.


+ نوشته شده توسط خانی در 88/04/10 و ساعت 9:15 بعد از ظهر |
حرفای عاشقونه زن و شوهری

پیش از ازدواج......

 

پسر: آره. خیلی انتظار برام سخت بود.

دختر: می خوای ترکت کنم؟

پسر: نه! حتی فکرشم نکن.

دختر: دوستم داری؟

پسر: البته! خیلی زیاد!

دختر: تاحالا به من خیانت کردی؟

پسر: نه! این که اصلاً سوال کردن نداره؟

دختر: منو می بوسی؟

پسر: هر فرصتی که گیر بیارم!

دختر: کتکم میزنی؟

پسر: دیوونه ای؟ من از اون جور آدما نیستم!

دختر: می تونم بهت اعتماد کنم؟

پسر: بله!

دختر: عزیزم!

 

بعد از ازدواج......

کافیه عبارات را از پایین به بالا بخونید!

 


+ نوشته شده توسط خانی در 88/03/19 و ساعت 5:47 بعد از ظهر |
خانواده و فرار نوجوانان از خانه

 

دوره­ی نوجوانی یکی از بحرانی ترین دوران زندگی فرد است و ورود به این دوره فرد را با مشکلات فراوانی دست به گریبان می­کند.این مقطع سنی حساس ترین مرحله در زندگی انسان است و مراقبت و رعایت بیش­تری می­طلبد تا نوجوان از این مرحله­ی پر تلاطم به سلامت عبور کند.

آمار و نتایج تحقیقات بسیاری نشان می­دهد که در طول این دوره انواع بزهکاری و مشکلات عاطفی به اوج خود می­رسد و پدیده­ی فرار نوجوانان از خانه،که سال­هاست گریبانگیر جامعه­ی ماست(به ویژه پدیده­ی دختران فراری) در این دوره شایع­تر است.نکته­ی بسیار مهم آن است که فرار با وجود این که در نگاه اول پدیده­ای فردی به نظر می­رسد،ولی با توجه به پیامدهای سوء آن برای جامعه،باید آن را از آسیب­های اجتماعی به حساب آورد.

دختر نوجوان امروز،همسر و مادر فردای جامعه است.با توجه به اهمیت دوران نوجوانی و بلوغ،در شکل گیری شخصیت فرد نوجوان،رابطه­ی سالم و صمیمانه­ی والدین با دختر،ضامن سلامت فردی نوجوان و سلامت جامعه­ی فرد است.تغییراتی که در زمان بلوغ از نظر فیزیولوژیکی،روانی و عاطفی در دختران نوجوان روی می­دهد، به تغییراتی از جمله بحران هویت درونی منجر می­شود که نیازمند توجه خاص به این دوره از زندگی دختران و جایگاه آنان در خانواده و جامعه است.گذر سالم و طبیعی از دوره­ی بلوغ وبحران هویت،از عمده مسائل و مشکلاتی است که دختران نوجوان با آن روبه­رو هستند.چالش موجود بین توقعات و انتظارات والدین از دختران نوجوان و متقابلاً خواست­ها و توقعات دختران نوجوان از والدینشان،سبب سرد شدن روابط والد-فرزندی،دوری فیزیکی از خانواده و در نهایت آسیب­پذیر شدن دختران نوجوان می­گردد(بیانی،1346).

تحقیقی که در سال 1375 در مورد علل انحرافات اخلاقی و فرار دختران انجام گرفته نشان داده است که متوسط سن فرار نوجوانان 16 سال است(قادری،1375).

میل به فرار از زیر بار فشارهای خانوادگی و اجتماعی و پناه بردن به محیطی که نیازها و تمنیات نوجوان در آن بهتر بر آورده می­شود و مورد توجه قرار می­گیرد، همیشه در فکر نوجوان وجود دارد.در این دوره تمایل به عضویت در گروه­های اجتماعی به اوج خود می­رسد.نوجوان می­خواهد از سیطره­ی خانواده آزاد شود تا فردیت و استقلال خود را احساس کند(میرابی،1384).

فرار بخشی از رفتارهای ناسازگارانه است که کودکان و نوجوانان مرتکب می­شوند و فرد به دلایلی از مدرسه یا محیط زندگی خود فرار می­کند.چنین رفتارهایی مقدمه­ی آموزش­های ابتدایی رفتارهای بزهکارانه­ی بعدی به حساب می­آیند.در همین فرارهای اولیه است که فرد به دلیل رفع نیازهای عادی خود یا پر کردن اوقات فراغت، به اعمال نابهنجار دیگری چون سرقت و ولگردی روی می­آورد.از همه مهم­تر،در محیط و شرایط کوچه و خیابان است که افراد همسان و همدرد را پیدا کرده،به تشکیل گروه­ها و دسته­های ابتدایی بزهکاری مبادرت می­ورزند.

 

 

علل فرار نوجوانان از خانه

علل فرار نوجوانان از خانه عبارتند از:

1-وجود شرایط تنبیه و اذیت و آزار والدین وطاقت­فرسا بودن شرایط زندگی برای فرد.

2- فرار به دلیل انتقام گرفتن از یک فرد یا اعضای خانواده.

3- تحقیقات بسیاری نشان داده است که اکثر کودکان و نوجوانانی که اقدام به فرار از خانه می­کنند، کسانی­اند که خانواده­های آن­ها از هم گسیخته است یا برادران و خواهران بزهکار داشته­اند که آنان را تشویق به فرار از خانه نموده­اند.

4- تغییرات مکرر مدرسه ، مردود شدن ، هم­چنین وجود برنامه­های نامناسب تحصیلی.

5- تعارض بین آموزش­های خانواده با تعالیم مدرسه ( کرمی نوری،1368).

6- فرار به منظور جلب توجه دیگران.

7- وجود ناپدری و نامادری در خانه.

8- وجود تبعیض در خانه.

9- وجود دوستان ناباب  و مشکل­ساز.

10- دریافت آموزش­های نادرست از طریق وسایل ارتباط جمعی(فیلم­های سینمایی و ویدیویی مبتذل)(قائمی،1373)

بر اساس تحقیقی که تحت عنوان علل فرار نوجوانان دختر،در کانون اصلاح و تربیت کرج انجام شده است،عمده­ترین علت فرار نوجوانان،رفتار نامناسب والدین است( ایزدی،1355)

عوامل خانوادگی موثر در فرار نوجوانان

1- عدم درک صحیح والدین از موقعیت خاص نوجوان و سوء برخورد آنان با او می­تواند مشکلاتی را به وجود آورد،زیرا والدین به شرایط خاص نوجوان که نیازمند کسب تجربه و استقلال است،توجه نداشته،با دخالت­های بی­مورد و بیجا روح وی را آزرده می­کنند و سبب بروز طغیان و سرکشی در وی می­گردند.اگر پدر و مادر این موقعیت روحی و روانی را درک نکنند و آن را پدیده­ای غیر طبیعی به شمار آورند و اجازه ندهند نوجوان این مرحله را پشت سر گذارد،فاصله بین دو نسل هر روز عمیق­تر می­شود،تا جایی که والدین و فرزند قادر به تحمل یکدیگر نخواهند بود و این امر عاقبت سبب فرار نوجوان از خانه می­گردد(ملک آبادی،1357).

2- سخت­گیری و وجود شرایط تنبیه در خانواده،عامل دیگری در بروز پدیده­ی فرار است.تحقیقات مک کود نشان می­دهد کودکانی که در خانواده­های سخت گیر تربیت یافته­اند،امکان بیش­تری برای انحرفشان وجود دارد.همچنین شلدون و کلوک در تحقیقات خود نشان داده­اند که سخت­گیری و فشار بیش از حد والدین،خصوصا پدر،یکی از عوامل مهم ترک خانواده محسوب می­شود.در این شرایط،تنها عده­ی کمی از نوجوانان ارتباط خود را با خانواده حفظ می­کنند.البته والدینی که به فرزندان خود آزادی بدون قید و شرط می­دهند، همان قدر دچار مشکلات می­شوند که والدین سخت­گیر.زیرا غالبا فرزندان آن­ها خود خواه،نظم ناپذیر و بی توجه بار می­آیند.به قول هاروکس،ریشه­ی هر نوع انحراف و بزهکاری نوجوانان را باید در اطلاعات ناقص یا سخت­گیری­های بیجا و غیر منطقی بزرگسالان جست و جو کرد(شاپوریان،1355).

3- وجود نامادری و ناپدری: وجود نا مادری و برخورد غرض آلود و آکنده از تبعیض او با فرزندان شوهر نیز می­تواند محیط خانه را به محیطی ناامن برای زندگی نوجوان تبدیل کند.تحت چنین شرایطی وقتی که تحمل آن از عهده­ی نوجوان خارج می­گردد،فرار را بر قرار در آن خانه­ی ناامن ترجیح می­دهد. بی­مهری و کج خلقی نامادری غالباً به محض تولد اولین فرزند خوانده­ها آغاز می­شود(میرابی،1384).

4- فقر عاطفی: فقر عاطفی یکی از عوامل مهم ترک خانه محسوب می­شود.اگر خانه،که باید محلی امن برای تامین نیازهای عاطفی کودک و نوجوان باشد، به محیطی عاری از محبت و عواطف بدل شود، طبیعی است نوجوانی که حساس و زود رنج نیز شده، در جست و جوی محبت،پا را از خانه بیرون گذارده، در میان گروه­های همسن یا دوستان خلافکار وارد شود.نوجوانان از خانواده­ی بی مهر و بی فروغ و رنج افترا،که تجارب تلخ برایشان فراهم می­سازد،می­گریزند و از این که خود را شریک یا عضوی از آن گروه بدانند،روی بی می­گردانند،زیرا توان همسازی رفتار خود با آنان را ندارد(قائمی،1373).

به طور کلی وقتی محیط خانواده سرد و خالی از عواطف است،نوجوان احساس طرد شدگی می­کند.محیط طوری است که نیازها و حوائج او را که برای رشد و شخصیت وی لازم و ضروری است-مانند استقلال،پذیرفته شدن و یافتن محلی برای تخلیه­ی هیجانات-نادیده گرفته می­کوشند که او را در سطح یک کودک نگه دارند،لذا نوجوان ترجیح می­دهد از خانه فرار کند(ایزدی،1355).

5- گاهی نیز علت فرار، تنهایی یا احساس تنهایی بیش از حد نوجوان در خانه است.نوجوان احساس می­کند شدیداً تنهاست و کسی از اعضای خانواده با وی تماس عاطفی ندارد و مورد توجه و محبت قرار نمی­گیرد.تحقیقات نشان داده است که احتمال بروز بزهکاری نوجوان در خانواده­هایی که در آن­ها بی اعتنایی و بی احساسی وجود دارد،حتی از خانواده­های از هم پاشیده بیشتر است.

6- عامل دیگری که به نوعی می­تواند آن را جزو عوامل خانوادگی موثر در پدیده­ی فرار به حساب آورد،فقر اقتصادی است.وجود فقر اقتصادی،طبعاً کج خلقی والدین و آسیب پذیری آنان را به دنبال دارد و همین امر سبب می­شود تا نوجوان حساس و زود رنج در جست و جوی کار در بیرون از خانه و گاهی بیرون از شهر و دیار خود باشند و راهی شهرهای بزرگ شوند.به علاوه والدین نیز در تامین معاش خویش تن به کارهای سخت و طاقت­فرسا داده،شبانگاه که خسته و کوفته به خانه باز می­گردند،در برابر تمنیات کودکان خود با خشونت و کتک کاری آن­ها را ساکت می­کنند.این گونه افراد معمولاً برای بهره­گیری از نیروی کار فرزندان تمایلی در فرستادن آن­ها به مدرسه نیز از خود نشان نمی­دهند و همین امر نوجوانان را در مسیر فرار از خانه و ارتکاب جرم قرار می­دهد(همان).

راهبردهایی برای پیش­گیری از معضل فرار نوجوانان از خانه

*      پدران و مادران به جای این­ که به فرزند خود بگویند:« مواظب باش »،بهتر است بگویند:« چگونه باش،چه کارهایی انجام بده و از چه کارهایی برحذر باش ».

*           کنترل و مراقبت پدر و مادر در مورد دوستان ناباب و به طور کلی دوستان فرزند،امری ضروری است.

*      لازم است والدین در صورت مشاهده­ی رفتار انحرافی در فرزند خود،مسئله را جدی گرفته،زمینه­های آن را قبل از این که ریشه بدواند،قطع کنند.

*           به منظور حذف زمینه­های مساعد برای ابتلا به آسیب­های اجتماعی،پیشگیری بر درمان ترجیح داده شود.

*      معلمان و مربیان نیز وظایفی مثل والدین و حتی گسترده­تر و کلی­تر به عهده دارند و چه بسا نقش آن­ها موثرتر است(ستوده،1382).

*      جامعه و دولت باید تسهیلات لازم را برای نوجوانان فراهم آورند و از طریق رسانه­های جمعی،الگوهای مناسب را به آنان معرفی کنند.

*      مهارت­های زندگی به نوجوانان،به خصوص دختران،آموزش داده شود و با اطلاع رسانی به موقع و بیان سرگذشت دختران فراری در مدارس متوسطه،از بروز پدیده­ی فرار پیشگیری شود.

*      فرهنگ مشاوره در مدارس و خانواده­ها تقویت شود و اولیا و مربیان نسبت به برقراری رابطه­ی مثبت با نوجوانان،به ویژه دختران نوجوان،آگاه شوند.

چند توصیه به والدین

والدین باید توجه داشته باشند که از نظر اسلامی وظیفه دارند نسبت به تعلیم و تربیت فرزندان خود از هیچ کوششی فرو گذار ننمایند.از این رو توجه به موارد زیر ضروری به نظر می­رسد:

*      فرزندان خود را از محبت سیراب کنند تا کمبود محبت سبب نشود آن­ها در جست و جوی این نیاز مهم خود به بیگانگان و افراد فاسد و منحرف روی آورند.

*      گرچه ممکن است در هر خانه­ای گهگاه مشاجره و درگیری رخ دهد،اما هرگز نباید این اختلافات و درگیری­ها به میان فرزندان کشانده شود،زیرا احساس آن­ها را در خانه دچار تزلزل خواهد کرد.

*      والدین باید خانه را به محیطی امن،صمیمی و دوست داشتنی برای فرزندان تبدیل کنند تا آن­ها در خانه احساس آرامش و امنیت نمایند.به طور مسلم،جاذبه­ی چنین خانواده­ای مانع گریز کودکان و نوجوانان از خانه خواهد شد.

*      به فرزندان خود احترام کنید و صادقانه آنان را در حل مشکلات و مسائلشان یاری دهید.هم چنین از پند و اندرز مستقیم، بالاخص در حضور دیگران،پرهیز کنید.

*      والدین باید در فرصتی با فرزندان گفت و گو کنند و به سخنان آن­ها نیز گوش فرا دهند.باجلب اعتماد آنان زمینه­ای فراهم می­شود تا به راحتی بتوانند مسائل و مشکلات خود را با شما در میان گذارند.

*           هرگز فرزندان خود را به خاطر ضعف­ها و ناتوانی­هایشان سرزنش نکنید و آن­ها را با دیگران مقایسه ننمایید.

*      بیش از حد توانشان به آن­ها تکلیف واگذار نکنید.زیرا عدم توفیق در انجام تکالیف محوله آن­ها را دچار احساس بی­کفایتی و عدم اعتماد به نفس می­کند.

*           به فرزندان خود بیاموزید که از برخورد با مشکلات نهراسند و در رفع آن­ها به طور منطقی و شجاعانه اقدام کنند.

*      روح معنویت را در خانه زنده نگه دارید و سعی کنید تا در اعماق دل فرزندان آن را رسوخ دهید،زیرا معنویت بهترین نیروی بازدارنده از هرگونه لغزش و انحراف است.

*      باید توجه داشت که زمان رشد فرزندان شما با زمانی که خود در آن رشد یافته­اید،متفاوت است و هرگز نباید توقع داشت نسل جدید نیز همان شیوه­ی پیشینیان را در زندگی،آداب و رسوم و لباس پوشیدن پیشه­ی خود سازد.


+ نوشته شده توسط خانی در 88/03/17 و ساعت 6:2 بعد از ظهر |

عروسی رفتن دخترها:

دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه...

حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم! ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!) گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!) خوب، روز موعود فرا می رسه! ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!) بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر... توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده ....آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!! ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع میکنه به آرایش کردن...!

بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره ( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!

ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!

 

عروسی رفتن پسرها:

اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمیکنه!!

روز عروسی، ساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه... خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه! 
 

ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله...عروسی دعوتیم..!

بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشنش...! می پره تو حموم...

توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می بره...!!( بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!)

ریش هاش زده نزده( نصف بیشترو تو صورتش جا می زاره!!)از حموم می یاد بیرون...

ساعت 6:30 بعد از ظهره...هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشهیا اسپرت...!

تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!!

کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکرد که بدونن که نیاز به دوختن داره...!

خلاصه...بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه(البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و بردار هم دستبرد می زنه!!) ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!

The image “http://www.imageurlhost.com/images/n4rktq00y2q34oe87p9u.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


+ نوشته شده توسط خانی در 88/03/11 و ساعت 7:18 بعد از ظهر |
ده نکته مهم برای آراستگی آقایون
 

ده نکته مهم برای آراستگی آقایون

 

 

آقایون امروزی معتمد به نفس، شیک و مردانه جلوه میکنند. در این بخش ۱۰ نکته مهم جهت حفظ آراستگی یک مرد را ارائه می کنیم تا بتوانید در زندگی خود بهترین بوده و مورد تحسین و تمجید خانمها قرار گیرید.

این حال تحولات در آقایون ادامه خواهد یافت…

نکته ۱:

اگر همیشه مطابق سنتان رفتار نمی کنید، چه دلیلی دارد که صورتتان سنتان را برملا کند؟ پس مراقبت های پوستی را فراموش نکنید. استفاده از محصولات مخصوص رژیم پوست، یک شستشوی ساده، اصلاح دقیق، و استفاده از مرطوب کننده، چهره تان را از این رو به آن رو می کند.

نکته ۲:

نوع پوستتان را باید بشناسید تا بتوانید محصولات مراقبی مخصوص پوست خودتان را انتخاب کنید. مثلاً اگر پوستتان چرب است، باید از مرطوب کننده بدون چربی استفاده کنید و اگر پوستتان حساس باشد بهتر است از مرطوب کننده هایی استفاده کنید که ضد آفتاب هم در خود داشته باشند.

نکته ۳:

چشمها روی صورت اهمیت زیادی دارند، چون هم سن واقعی شما را برملا می کنند و هم باید نشان دهند که آنشب هم تا دیروقت سر آن پروژه مشغول کار بیدار نمانده اید. برای از بین بردن پف کردگی چشمها یا لکه های دور چشم، از کرم های مخصوص دور چشم استفاده کنید.

نکته ۴:

اگر می خواهید پوستتان واقعاً سالم و تر و تازه به نظر برسد، در روز مقدار کافی آب بنوشید، حداقل ۵/۱ لیتر.

نکته ۵:

یک آقای شیک باید بداند که چطور باید صورتش را اصلاح کند. اصلاح را حتماً بعد از حمام و با مقدار کافی آب داغ انجام دهید. از تیغ های یکبار مصرف استفاده نکنید، یک تیغ خوب و باکیفیت (از انواع تیغ های دولبه) انتخاب کنید. یک کرم اصلاح باکیفیت خریداری کرده و با برس روی صورتتان بمالید. با دقت اصلاح را انجام دهید و در خاتمه کار هم حتماً از افترشیوهای بدون الکل استفاده کنید. اگر می خواهید ریش داشته باشید، برای مرتب کردن آن حتماً به سلمانی بروید. اگر هم ریش دارید و می خواهید برای را اصلاح کنید، اول در حمام به آن شامپو بزنید، بعد با ماشین موزنی آن را کوتاه کرده و درآخر اصلاح کنید.

نکته ۶:

مراقبت از بدن هم اهمیت زیادی دارد. سعی کنید هر روز صبح حمام کنید و درصورت امکان برای جلوگیری از خشک شدن پوستتان از شامپو بدن استفاده کنید نه صابون های معمولی. برای جلوگیری از عرق کردن زیاد در طول روز از اسپری و دئودورانت ضد عرق استفاده کنید.

نکته ۷:

اصلاح موها باید دقیقاً متناسب با صورت و مدل مویتان صورت گیرد. شاید آخرین مدل مو به صورت شما نیاید به همین خاطر بهتر است از چند متخصص کمک بگیرید. اگر کم مو هستید، تا حد امکان موهایتان را کوتاه کنید. اصلاح جزئی ابروها نیز در این گروه بندی قرار میگیرد. بهتر است کمی از موهای روییده شده در وسط ابروی خود را مرتب کنید.

نکته ۸:

یک رژیم غذایی سالم و متعادل داشته باشید و ورزش کنید. مصرف غذاهای فست فود را در تاحد ممکن کم کنید و تا می توانید از میوه ها و سبزیجات تازه استفاده کنید. اینکار نه تنها احساس نشاط و انرژی بیشتری به شمامی دهد بلکه پوست و مویتان را هم تقویت می کند.

نکته ۹:

در ارتباطات احتمالاً محبور می شوید تا می توانید لبخند بزنید به همین دلیل نظافت دندان ها اهمیت زیادی دارد. حتماً حداقل دو بار در روز دندانهایتان را مسواک کنید و برای رفع بوی بد دهان مسواک را روی زبانتان هم بکشید.

نکته ۱۰:

ناخن ها را بگیرید و تمیز نگه دارید. درصورت امکان از کسی بخواهید که آنها را برایتان مانیکور کند. از بلند کردن یک ناخن دست اکیداً خودداری کنید!!


+ نوشته شده توسط خانی در 88/03/10 و ساعت 4:29 بعد از ظهر |
جشن تولد احمد رضا عابدزاده
 

 


+ نوشته شده توسط خانی در 88/03/10 و ساعت 4:28 بعد از ظهر |
جريانات رخت‌خوابي ( طنز بین زن و مردها )
 

جريانات رخت‌خوابي اصولاً از جذاب‌ترين موضوعات در زندگيه بشريه. يك جورايي هم در دنيا اينطوري شده كه اصولاً آقايون بايد دنبال اين مسائل بدوبدو كنن و خانم‌ها هم ازش به

عنوان اسلحه‌اي مرگبار عليه آقايون استفاده‌كنن. به هر حال اين جريان واقعيتيه كه هر روز در كنار هر آدمي اتفاق مي‌افته.

يك شب كه من و دوست‌دخترم توي رختواب مشغول ناز و نوازش بوديم. در حالي كه احتمال وقوع حوادثي هر لحظه بيشتر و بيشتر مي‌شد يك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط مي‌خوام كه بغلم كني."

چي؟ يعني چه؟

و اون جوابي رو كه هر مردي رو به در و ديوار مي‌كوبونه بهم داد:

تو اصلاً به احساسات من به عنوان يك زن توجه نداري و فقط به فكر رابطه‌ي فيزيكي ما هستي!

و بعد در پاسخ به چشم‌هاي من كه از حدقه داشت در مي‌اومد اضافه كرد:

تو چرا نمي‌توني من رو بخاطر خودم دوست داشته باشي نه براي چيزي كه توي رختواب بين من و تو اتفاق مي‌افته؟

خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب ديگه هيچ حادثه‌اي رخ نمي‌ده. براي همين من هم با افسردگي خوابيدم.

فرداي اون شب ترجيح دادم كه مرخصي بگيرم و يك كمي وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتيم بيرون و توي يك رستوران شيك ناهار خورديم. بعدش رفتيم توي يك بوتيك بزرگ و مشغول خريد شديم.

چندين دست لباس گرون قيمت رو امتحان كرد و چون نمي‌تونست تصميم بگيره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش براي اينكه ست تكميل بشه توي قسمت كفش‌ها براي هر دست لباس يك جفت هم كفش انتخاب كرديم. در نهايت هم توي قسمت جواهرات يك جفت گوشواره‌اي الماس.

حضورتون عرض كنم كه از خوشحالي داشت ذوق مرگ مي‌شد. حتي فكر كنم سعي كرد من و امتحان كه چون ازم خواست براش يك مچ‌بند تنيس بخرم، با وجود اينكه حتي يك بار هم راكت تنيس رو دستش نگرفته‌بود. نمي‌تونست باور كنه وقتي در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزيزم."

در اوج لذت از تمام اين خريد‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزيزم فكر كنم همين‌ها خوبه. بيا بريم حساب كنيم."

در همين لحظه بود كه گفتم: "نه عزيزم من حالش و ندارم."

با چشماي بيرون زده و فك افتاده گفت:"چي؟"

عزيزم من مي‌خوام كه تو فقط كمي اين چيزا رو بغل كني. تو به وضعيت اقتصاديه من به عنوان يك مرد هيچ توجهي نداري و فقط همين كه من برات چيزي بخرم برات مهمه."

و موقعي كه توي چشماش مي‌خوندم كه همين الاناست كه بياد و منو بكشه اضافه كردم: "چرا نمي‌توني من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشي نه بخاطر چيزايي كه برات مي‌خرم؟"

خوب امشب هم توي اتاق‌خواب هيچ اتفاقي نمي‌افته فقط دلم خنك شده كه فهميده "هرچي عوض داره گله نداره."


+ نوشته شده توسط خانی در 88/02/20 و ساعت 2:13 بعد از ظهر |
چند تا جمله خوشگل
 

اشك تو چشام حلقه ميشه دوباره تنها مي شينم
قول بده وقتي تنها ميشم بازم بياي كنار من
شباي جمعه كه مياد بياي سر مزار من


وقت رفتن نمي خوام ببينمت
مي دونم ببينمت كم ميارم
اگه يك لحظه فقط نگام كني
دلمو پشت سرم جا ميذارم
اگه خونسرده نگام به دل نگير
دل تو يه روز ازم خسته مي شه
اگه اسممو فقط صدا كني
راه رفتن واسه من بسته مي شه
وقت رفتن نبايد گريه كني
اينجوري دلم برات تنگ نمي شه
مي دونم هرجاي دنيا كه باشم
تو دلم عشق تو كمرنگ نمي شه


لحظه هايي مي رسه كه بد جوري با خودت خلوت كردي اونقدر كه حتي شك داري خدا هم اونجا باشه،جايي كه ميري تو عمق زندگيت و فقط از خودت يه سؤال مي پرسي:اين همون زندگي هست كه مي خواي؟؟؟شايد احتمال جواب مثبت به اين سؤال بين آدما 10 در 100 باشه اما ميشه با تموم اين تناقض ها جنگيد به نظر من جووني يعني خطر... اگه جووني و مي خواي زندگي كني پس بايد خودت تصميم بگيري چي مي خواي؟شايد نشه تا اونجايي كه من مي خوام به نظر ديگران اهميت نداد اما به قول حميده كه ميگه همه چيز در حد تعادل....آخه اين فقط زندگي منه...اين لحظات مال منند نمي خوام اونو مطابق ميل ديگران بگذرونم و يا مطابق با قوانيني كه زنگيمو تسخير كردند و اگه بخواي به بعضياشون عمل كني همه چيز عكس اون چيزي مي شه كه ميخواي؟؟؟؟



شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی بر آنند که این مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد ٬ آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آ نجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
تو دریای من بودی آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد...........


 

باران ببار..
كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند
بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را
شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند
مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند
چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران كه می بارد شما را تر كند


عشق را با دستهای کپک زده شان در مست ترین لحظه ها کشتند و بر دروازه شهر آویختند‌....اما غافل از آنكه بویش تمام شهر را عاشق کرد

 


+ نوشته شده توسط خانی در 88/02/05 و ساعت 9:50 قبل از ظهر |
ای مسافر
 

اي مسافر !  اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت. بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...    آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني !  آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟


+ نوشته شده توسط خانی در 88/01/20 و ساعت 12:31 بعد از ظهر |
تا بحال بدن انسان رو بدون پوست دیدید؟ تصورشو بکنید
 

بقیه اشو براتون گذاشتم تو ادامه مطلب حتما ببینید خیلی جالبه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط خانی در 87/12/28 و ساعت 7:48 بعد از ظهر |
خرافات تا چه حد (ایرانی)
 

 

 

اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ مطالبی در مورد علائم ظهور امام زمان این چنین نقل قول کرده اند که چندی قبل ايت الله بهجت درحين وضو گرفتن بيهوش مي شوند که پس از بهوش آمدن علت را جويا مي شوند که در جواب مي فرمايند در همين لحظه قاتل امام زمان در اصفهان متولد شده است.

آگاهان گسترش خرافات و استفاده از اعتقادات مذهبی را حاصل استفاده های سياسی از باورهای عمومی می دانند که هم به باورهای اعتقادی مردم لطمه زده و هم راهی در برابر شیادان باز کرده است

به اين چند خرافه كه در مطبوعات داخل کشور در این چند سال انتشار يافته نگاهی بياندازيد
 

گوش كردن موسيقی

دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسيقی گوش می‌كرد. هنگامی كه با اعتراض مادرش مبنی بر كم كردن صدای موسيقی مواجه می‌شود به او و كتاب قرآن اهانت می‌كند. اين دختر هنگامی كه می‌بيند با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه می‌دهد، قرآن را به زور از دست مادرش می‌گيرد و آنرا پاره می‌كند كه در همان حال دختر جوان آتش گرفته و می‌سوزد. مادر دختر برای خاموش كردن دخترش بر روی او پتو می‌اندازد و بعد از اينكه پتو را از روی او بر می‌دارد می‌بيند كه دختر او تغيير چهره داده و به صورت عكسی كه می‌بينيد در آمده است

مدتی بعد مشخص می‌شود كه اين خبر از اساس ساختگی بوده است. عكس مربوط به مجسمه‌ای ساخته  پاتريشيا پيچی ‌نينی است كه از سيليكون و كائوچو ساخته شده و طرحی در مورد مهندسی ژنتيك مربوط به تكامل حيوانات است و هيچ ارتباطی با موضوعات مذهبی ندارد

آن كه دسترسی به چنين خبری داشته و قطعا با اروپا و مطبوعات آن درتماس بوده و دسترسی داشته، نمی دانسته اصل ماجرا چيست؟ می‌دانسته، اما ماموريت برای داخل كشور اجرا می‌كرده است

 
  ورود سگ به حرم امام رضا

قضيه ورود سگی گريان(!) به حرم امام رضا در مشهد كه عكس‌العمل‌های بسياری برانگيخت از آن موضوعات جالب توجه است. بعد از خبر ورود سگی به حرم و عارض شدن در آنجا فيلم و خبر و كپی گزارش آن دست به دست می‌گشت و به فروش می‌رسيد و مطبوعات نيز با كشيدن‌هاله‌ای از تقدس دور اين موضوع امكان هر گونه تشكيك يا نقد موضوع را از همه گرفتند. سايت اينترنتی انتخاب نيز با آب و تاب و قطعاتی از فيلم ويديويی سگ مذكور به اين قضيه بيشتر دامن می‌زد. سرانجام روزنامه جمهوری اسلامی بعد از چند روز واكنش نشان داد و نوشت

توطئه وارد ساختن يك سگ به حرم مقدس رضا و مطرح كردن خبر آن در پايگاه‌های اطلاع‌رسانی كه طی دو هفته اخير شايعات زيادی را بر سر زبان‌ها به جريان انداخت، با كشف يك باند سودجو و دستگيری عوامل اين باند، خنثی شد

اعضای اين باند، يك شياد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستی همديگر توانستند يك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمايند و تا نزديكی ضريح مطهر ببرند و با فيلم ‌برداری و انتشار خبر آن و تهيه سی دی اقدام به سودجويی نمايند

 
 
  چاه عريضه و شيشه مقدس مسجد جمكران

دو سال پيش در محراب مسجد جمكران شيشه‌ای نصب شد و چند لامپ سبز رنگ نيز به آن آويزان شد. كم‌كم اين قسمت از مسجد به شكل يك جاذبه‌ی سياحتی- زيارتي(!) درآمد و به تدريج برای آن داستان‌ها و افسانه‌های شاخداری هم ساختند. زوار در پشت شيشه صف كشيده و آن محل را زيارت می‌كردند. تا جايی كه آيت‌الله مكارم شيرازی در اعتراض به اين عمل گفت: «اخيراْ در محراب مسجد جمكران يك تشكيلات شيشه‌اى سبزرنگ و چراغ درست كرده‌اند كه كم‌كم به صورت امامزاده‌اى درآمده است. مردم براى بوسيدن اين شيشه صف می‌كشند، كسانی هم هنگام دور شدن عقب عقب می‌روند مثل كارى كه در حرم امامان و امامزاده‌ها می‌كنند. بعضی‌ها هم فاتحه می‌خوانند، عده‌اى تعظيم می‌كنند، بعضی از عوام هم می‌گويند اينجا قبر حضرت وليعصر(عج) است. حتما چند سال ديگر هم فردى پيدا می‌شود و كتابی می‌نويسد كه 70 نفر از اوتاد در اينجا دفن شده‌اند. هركس مرتكب اين كار شده اشتباه كرده است، اين ضربه‌اى به مسجد جمكران است

پس از اين اعتراض، بلافاصله اين تشكيلات معجزه‌آسا و امامزاده‌ی جديدالاحداث از محل محراب جمع‌آوری شد و البته آب از آب هم تكان نخورد! اما ذهن خرافه‌ساز مؤمنين قلابی و دكانداران دين هم بيكار نماند و محلی را به نام «چاه عريضه» اختراع كردند و اظهار داشتند كه مردم می‌توانند از طريق انداختن عريضه و دعاهای خود در اين چاه از امام زمان بخواهند كه زودتر ظهور نمايد. و البته اين مدت نيز نه تنها عوام كه خواص بسياری هم به اين چاه پناه آورده‌اند و عريضه و دستورالعمل و بخش‌نامه و پيشنهاد انتصابات خود را داخل آن چاه می‌ريزند

سران انجمن حجتيه نيز اخيراً در جزواتی پيشنهاد روز مخصوصی برای تحريك امام زمان  به فرج را در جزوه‌ای داده‌اند كه هزاران نسخه از آن تكثير شده است. در اين جزوه آمده است

يك روز خاص به عنوان انقلاب و اجتماع قلوب و دعای كل مردم ايران و ساير شيعيان در كشورهای مختلف تعيين و به طوری كه تمام مردم جهان متوجه آن شوند، تبليغ شود. سوگند به خدايی كه جان ما در اختيار اوست، اگر اين روز مشخص شود و تمامی منتظران و شيعيان در اماكن مقدس جمع شوند و فرج را طلب نمايند و اگر اين روز معين، روز جمعه‌ای باشد، يقينا مولايمان روز شنبه (فردايش) ظهور خواهند فرمود». همچنين در اين جزوه آمده:«دعا جهت تعجيل در فرج، مثل نمازهای واجب روزانه بر هر زن و مرد مسلمان و مؤمن واجب است و ترك آن مثل ترك نمازهای واجب، گناه كبيره و موجب كفر است

 
 

گوسفند مقدس شيبان

در ماه محرم سال گذشته در شهر كوچك شيبان نزديك اهواز گوسفندی پيدا می‌شود كه می‌گويند روی شاخ سمت چپ او شمشير امام علی نقش بسته است. بلافاصله اين موضوع دهان به دهان گشته و به يك افسانه‌ی مذهبی در منطقه مبدل شده و كم‌كم به رسانه‌های سراسری نيز كشيده می‌شود. مردم دسته دسته برای تماشای گوسفند مقدس به سمت شيبان هجوم می‌برند و به تدريج شايعات عجيب و قوی‌تری در مورد اين گوسفند زبان بسته و از همه‌جا بی‌خبر پديد آمد مثلاً اين كه هيچ چاقوی گلويی او را نمی‌برد و با بعضی از خواص به طور خصوصی صحبت می‌كند و احتمالاً پشكل و ادرارش هم شفاست

از اين قضيه مدت‌ها گذشت و ظاهراً تقدس گوسفند هم كمرنگ‌تر شد. برخی آن را شايعه‌‌ای ساخته‌ی صاحب گوسفند می‌دانند كه به هر صورت درآمد خوبی از طريق نذورات مردم خرافی به پای اين «گوساله‌ی سامری» به جيب زد

  ديگ سمنوی مقدس در قم

سال گذشته نيز خبر می‌دهند در ديگی كه در روستای ونارج نزديك قم در آن سمنو می‌پخته‌اند جای پايی ظاهر شده كه احتمالاً جای پای يكی از ائمه است! اين خبر نيز مانند هر خبر خرافه‌آميز ديگر به سرعت منتشر شده و دسته دسته مردم عقل باخته برای تماشای ديگ سمنوی مقدس به روستای ونارج قم می‌روند و حتی هيأت‌های مذهبی در كنار آن به اجرای مراسم پرداختند و مبلغ هنگفتی برای ساخت جايگاهی ويژه برای آن جمع آوری می‌شود

  زن ببر نمای قم

دو سال پيش يك عكس تبليغاتی از چهره‌ی زنی با صورت ببر كه توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به يك موسسه تبليغاتی در كرمانشاه در يكی از مطبوعات محلی چاپ می‌شود. بعد از مدتی اين عكس در قم كپی و تكثير شده و شايعه‌ای پديد می‌آيد كه زنی به مقدسات اهانت نموده و به اين صورت درآمده و او را دستگير كرده‌اند. قدرت تهييج و تحريك اين شايعه چنان است كه به زودی مردم به سمت پاسگاه شيخ‌آباد در منطقه نيروگاه قم هجوم می‌برند و از عوامل انتظامی می‌خواهند تا زنی كه ادعا می‌شود به خاطر پاره كردن قرآن كريم و ريختن آن در زباله‌دانی و تبديل شدنش به صورت ببری كه نيمی از صورتش به شكل انسان است و مانند ببرها دم و سبيل دارد، را به آنها نشان دهند! شايعه می‌شود كه قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام كنند. با فرا رسيدن بعداز ظهر روز جمعه و نزديك شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم اين منطقه گروه گروه در ميدان نبوت تجمع می‌كنند و از آنجايی كه يك جرثقيل هم بر حسب تصادف در همان محل پارك بوده مردم گمان می‌كنند كه احتمالاً با همين جرثقيل می‌خواهند زن را اعدام كنند و در واقع وجود اين جرثقيل هم بر اطمينان بيشتر مردم نسبت به اين مسأله می‌افزايد وشايعه را باورپذيرتر می‌كند. اين قضيه به تدريج به صورت يك شورش همگانی درمی‌آيد و با شكستن شيشه بانك‌ها منطقه به آشوب كشيده می‌شود و تعداد زيادی نيز دستگير می‌شوند

 
 
  دستخط امام زمان

مدتی پيش تصوير اسكن شده‌ای از نامه‌ای منسوب به امام زمان( توجه كنيد! به خط فارسی و نه عربی) در تهران و مسجد جمكران توزيع شد و در نشريه‌ی خورشيد نيز به چاپ رسيد و به تعداد زياد در محافل مذهبی تكثير و در سايت‌های اينترنتی نيز منتشرشد كه در آن اشاره شده اين دستخط امام زمان است و خادم مسجد آن را پيدا كرده است. خادم مسجد نوشته

در تاريخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را كه نذورات و كمك‌های مردمی در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل عليه السلام و عاشورا و مناسبت‌های ديگر دينی می‌شود، باز كردم و مشاهده نمودم به همراه پول‌های درون صندوق نامه‌ای در آن انداخته شده كه روی آن دو عدد شكلات تقريبا بزرگ قرار دارد در حالی كه همه می‌دانيم اين شكلات‌ها هر قدر كوچك باشند ممكن نيست از روزنه باريك صندوق به درون آن وارد شده باشند».
اين كه چرا امام زمان ناگزير شده‌اند وجود خود را با انداختن دو شكلات در صندوق مسجدی اثبات كنند مشخص نيست. اما مشخص‌تر اين است كه به مصداق هر چه دروغ بزرگ‌تر باورش آسان‌تر: «هر چه دروغ عوامانه ‌تر، عوام‌پذيرتر خواهد بود

 
نمونه‌ها

به پشت اتومبيل‌ها، روی شيشه تاكسی‌ها، كنار نمره عقب برخی اتومبيل‌های شخصی و دولتی نگاه كنيد. از اين نوع تابلوها كم نمی بينيد، كه همگی به نوعی ترويج خرافات اند. حتی به بخش آگهی مطبوعات هم اگر مراجعه كنيد، كم با چنين مضمونی كه اين براحتی می‌توانيد روی شيشه تاكسی‌های شهرهای مختلف ببينيد روبرو نمی شويد

دعانويسی، گشايش كار، بخت‌گشايی، باطل السحر

 

امام زمان پشت ناودان شهرک قدس

شهرک قدس در حاشيه پايتخت 12 ميليونی ايران. ناودان سوراخ بوده و آب از پشتش به ديوار راه يافته، ناودان را برای تعمير از جا درآورده اند و زردآب پشت ناودان هويدا شده است. هو انداختند که سايه امام زمان روی ديوار افتاده و مردم دردمندی که غرق در مشکلات زيستی و معيشتی اند به اميد علاج آنها دست به دامن اين سايه شدند

تصاویر هجوم مردم شهریار برای دیدن شمایل حضرت امام زمان روی دیوار

  نمی دانم چه ارتباطی بین نم دیوار و یا چاه و... از این قبیل مکانها و ائمه اطهار وجود دارد؟

 

 

  و یک نمونه دیگر

تا ابله در جهان است مفلس در نمی ماند

چندان عجیب نیست اگر با دعا و رمل و استرلاب و پرداخت سهم آقایان از سد کنکور گذشت

 

و نمونه دیگر و دیگر و دیگر

 لنگه کفش خود را تقدیم امام زمان کنید شاید فرجی باشد

 


+ نوشته شده توسط خانی در 87/12/19 و ساعت 1:22 بعد از ظهر |
دارویی برای شادی وجود دارد؟

 

 

«چند روزی است خیلی حالم گرفته و هوای دلم سخت بارانی است، طوری که با کوچک‌ترین حرفی از طرف همسرم به شدت ناراحت می‌شوم. در محیط کارم هم که نگو، با هیچ‌کس سر سازگاری ندارم و با کوچک‌ترین حرفی از کوره در می‌روم. یکی از همکارانم که بیشتر با من صمیمی است می‌گوید این روزها خیلی تغییر کرده‌ای. کم‌کم باورم شده که یک جای کارم ایراد پیدا کرده است.»

آیا دارویی وجود دارد که این گونه افراد را شاد کند یا نه؟

ما نیز سراغ دکتر فربد فدایی، مدیر گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بهزیستی و توان‌بخشی رفتیم و در همین خصوص با ایشان گفتگو کردیم.
مردی شاد

جناب‌ دکتر،به راستی دارویی برای شادی وجود دارد؟

سوال جالبی ‌است. بسیاری از افراد در مطب نیز این سئوال را از ما می‌پرسند. به طور مثال می‌گویند: چه کنیم تا شاد باشیم؟ برخی نیز می‌پرسند: آقای دکتر آیا دارویی هست که برای ما بنویسید تا شاد و بی‌خیال شویم؟

پاسخ من به گروه دوم آسان‌تر است. ما روان‌پزشکان دارویی که کسی را شاد کند نداریم. ما داروهایی داریم که می‌تواند افسردگی را برطرف کند، اضطراب را رفع کند و توهم و هذیان را درمان کند، اما شاد بودن موضوع دیگری است. شاد بودن از نظر ما به زندگی مربوط می‌شود. اگر به جای نداشته‌ها بر داشته‌هایمان تمرکز کنیم، شاد می‌شویم. اگر به جای تمرکز بر آنچه نیستیم، بر آنچه هستیم متمرکز شویم، شاد خواهیم بود.

خیلی اوقات، فردی که با بیماری سختی روبه‌رو است در جلسه اول به ما می‌گوید: آقای دکتر، اگر از این بیماری‌ خلاص شوم، خوشحال‌تر از من در جهان نخواهد بود.

با این همه بسیاری اوقات بیمار بهبود می‌یابد و واقعا خوشحال می‌شود، اما پس از مدتی بهبودی خود را فراموش می‌کند و سالم بودن دیگر او را خوشحال نمی‌کند.

آیا نمی‌توان از بیمار نبودن و رفع کسالت برای مدت طولانی‌تری خوشحال بود؟ آیا آنچه که داریم و به نظر ما کاملا بدیهی می‌رسد، نمی‌تواند موجب سپاس ما از خداوند و شادی ما شود؟

به نظر شما دلایل بروز خلق گرفته چیست؟

علت شاد نبودن بسیاری از ما این است که نگرشی نادرست به جهان داریم. خود را هنوز مانند دوران شیرخوارگی و کودکی، مرکز و محور جهان می‌دانیم و همان‌طور که در آن دوران، مادر همه نیازهای ما را برمی‌آورد، هنوز می‌خواهیم هر چه طلب کردیم توسط دیگری برایمان مهیا شود.

از اینکه باید به مدرسه برویم غصه می‌خوریم. از اینکه باید کار کنیم رنج می‌بریم. از اینکه باید قبض آب و برق را بپردازیم، به دنبال خرید و تعمیر وسایل خانه برویم، به دید و بازدید برویم، در ترافیک گیر کنیم و … احساس غم و اندوه می‌کنیم و فکر می‌کنیم خوشبخت نیستیم.
مردی آرام

احساس خوشبختی یکی از مهم ترین اصول بهداشت روانی است. چرا برخی نمی‌توانند چنین احساسی داشته باشند؟

این موضوع حکایت از باقی ماندن در دوران خودمحوری و خودشیفتگی دوران شیرخوارگی دارد. زمانی که کودک شیرخوار چیزی می‌خواهد، مادر بی‌درنگ برای او مهیا می‌کند و اگر خدمت مادر سریع انجام نشود، کودک شروع به داد و فریاد یا گریستن می‌کند. گویا ما بزرگ‌ترها هنوز خیلی از این وضع فاصله نگرفته‌ایم. می‌خواهیم خواسته‌هایمان فورا توسط دیگران برآورده شود. در غیر این صورت داد و فریاد و تهدید یا گریه و پا به زمین کوبیدن را به عنوان اعتراض به کار می‌بریم!

در ذهن ما، مادری که فورا خواسته‌هایمان را باید بر می آورد، تبدیل به آموزگار، دبیر، رییس، همسر، شهردار، وزیر، رییس دولت و… می‌شود. همان‌گونه که در کودکی بی‌آنکه کوششی کنیم مادر کارهایمان را انجام می‌داد، در نوجوانی و بزرگسالی هم منتظریم آموزگار به ما درس را بیاموزد (بی‌آنکه خود درس بخوانیم!)، رییس حقوقمان را اضافه می‌کند (بی‌آنکه کار اضافه کرده باشیم)، همسرمان حرف ما را بپذیرد (بی‌آنکه ما تاکنون حرف او را پذیرفته باشیم)، کشورمان برای ما همه کار انجام دهد (بی‌آنکه ما کاری برای کشورمان کرده باشیم) و خداوند خواسته‌هایمان را اجابت کند (بی‌آنکه ما کاری شایسته انجام داده باشیم.)

چه توصیه‌ای برای افرادی که از دشواری زندگی می‌نالند دارید؟

دو دانش‌آموز تنبل با هم صحبت می‌کردند. اولی گفت می‌خواهم دستگاهی اختراع کنم که وقتی دکمه آن را فشار دهم همه تکالیف مدرسه را انجام دهد. دومی گفت من هم می‌خواهم دستگاهی اختراع کنم که دکمه دستگاه اول را فشار دهد! و این حکایت برخی افراد ناشاد است که از دشواری زندگی شکایت دارند.

شادمانی نتیجه ی انتخاب هدفی مناسب و خوب، برنامه‌ریزی برای رسیدن به آن هدف و تلاش در جهت اجرای آن برنامه است. شادی آسان به دست نمی‌آید.

 

منبع :

http://persiafun.com


+ نوشته شده توسط خانی در 87/12/06 و ساعت 2:34 بعد از ظهر |