تبليغاتX
کافی نت مهتاب


ارایه کلیه خدمات اینترنتی و کامپیوتری

خانواده و فرار نوجوانان از خانه

 

دوره­ی نوجوانی یکی از بحرانی ترین دوران زندگی فرد است و ورود به این دوره فرد را با مشکلات فراوانی دست به گریبان می­کند.این مقطع سنی حساس ترین مرحله در زندگی انسان است و مراقبت و رعایت بیش­تری می­طلبد تا نوجوان از این مرحله­ی پر تلاطم به سلامت عبور کند.

آمار و نتایج تحقیقات بسیاری نشان می­دهد که در طول این دوره انواع بزهکاری و مشکلات عاطفی به اوج خود می­رسد و پدیده­ی فرار نوجوانان از خانه،که سال­هاست گریبانگیر جامعه­ی ماست(به ویژه پدیده­ی دختران فراری) در این دوره شایع­تر است.نکته­ی بسیار مهم آن است که فرار با وجود این که در نگاه اول پدیده­ای فردی به نظر می­رسد،ولی با توجه به پیامدهای سوء آن برای جامعه،باید آن را از آسیب­های اجتماعی به حساب آورد.

دختر نوجوان امروز،همسر و مادر فردای جامعه است.با توجه به اهمیت دوران نوجوانی و بلوغ،در شکل گیری شخصیت فرد نوجوان،رابطه­ی سالم و صمیمانه­ی والدین با دختر،ضامن سلامت فردی نوجوان و سلامت جامعه­ی فرد است.تغییراتی که در زمان بلوغ از نظر فیزیولوژیکی،روانی و عاطفی در دختران نوجوان روی می­دهد، به تغییراتی از جمله بحران هویت درونی منجر می­شود که نیازمند توجه خاص به این دوره از زندگی دختران و جایگاه آنان در خانواده و جامعه است.گذر سالم و طبیعی از دوره­ی بلوغ وبحران هویت،از عمده مسائل و مشکلاتی است که دختران نوجوان با آن روبه­رو هستند.چالش موجود بین توقعات و انتظارات والدین از دختران نوجوان و متقابلاً خواست­ها و توقعات دختران نوجوان از والدینشان،سبب سرد شدن روابط والد-فرزندی،دوری فیزیکی از خانواده و در نهایت آسیب­پذیر شدن دختران نوجوان می­گردد(بیانی،1346).

تحقیقی که در سال 1375 در مورد علل انحرافات اخلاقی و فرار دختران انجام گرفته نشان داده است که متوسط سن فرار نوجوانان 16 سال است(قادری،1375).

میل به فرار از زیر بار فشارهای خانوادگی و اجتماعی و پناه بردن به محیطی که نیازها و تمنیات نوجوان در آن بهتر بر آورده می­شود و مورد توجه قرار می­گیرد، همیشه در فکر نوجوان وجود دارد.در این دوره تمایل به عضویت در گروه­های اجتماعی به اوج خود می­رسد.نوجوان می­خواهد از سیطره­ی خانواده آزاد شود تا فردیت و استقلال خود را احساس کند(میرابی،1384).

فرار بخشی از رفتارهای ناسازگارانه است که کودکان و نوجوانان مرتکب می­شوند و فرد به دلایلی از مدرسه یا محیط زندگی خود فرار می­کند.چنین رفتارهایی مقدمه­ی آموزش­های ابتدایی رفتارهای بزهکارانه­ی بعدی به حساب می­آیند.در همین فرارهای اولیه است که فرد به دلیل رفع نیازهای عادی خود یا پر کردن اوقات فراغت، به اعمال نابهنجار دیگری چون سرقت و ولگردی روی می­آورد.از همه مهم­تر،در محیط و شرایط کوچه و خیابان است که افراد همسان و همدرد را پیدا کرده،به تشکیل گروه­ها و دسته­های ابتدایی بزهکاری مبادرت می­ورزند.

 

 

علل فرار نوجوانان از خانه

علل فرار نوجوانان از خانه عبارتند از:

1-وجود شرایط تنبیه و اذیت و آزار والدین وطاقت­فرسا بودن شرایط زندگی برای فرد.

2- فرار به دلیل انتقام گرفتن از یک فرد یا اعضای خانواده.

3- تحقیقات بسیاری نشان داده است که اکثر کودکان و نوجوانانی که اقدام به فرار از خانه می­کنند، کسانی­اند که خانواده­های آن­ها از هم گسیخته است یا برادران و خواهران بزهکار داشته­اند که آنان را تشویق به فرار از خانه نموده­اند.

4- تغییرات مکرر مدرسه ، مردود شدن ، هم­چنین وجود برنامه­های نامناسب تحصیلی.

5- تعارض بین آموزش­های خانواده با تعالیم مدرسه ( کرمی نوری،1368).

6- فرار به منظور جلب توجه دیگران.

7- وجود ناپدری و نامادری در خانه.

8- وجود تبعیض در خانه.

9- وجود دوستان ناباب  و مشکل­ساز.

10- دریافت آموزش­های نادرست از طریق وسایل ارتباط جمعی(فیلم­های سینمایی و ویدیویی مبتذل)(قائمی،1373)

بر اساس تحقیقی که تحت عنوان علل فرار نوجوانان دختر،در کانون اصلاح و تربیت کرج انجام شده است،عمده­ترین علت فرار نوجوانان،رفتار نامناسب والدین است( ایزدی،1355)

عوامل خانوادگی موثر در فرار نوجوانان

1- عدم درک صحیح والدین از موقعیت خاص نوجوان و سوء برخورد آنان با او می­تواند مشکلاتی را به وجود آورد،زیرا والدین به شرایط خاص نوجوان که نیازمند کسب تجربه و استقلال است،توجه نداشته،با دخالت­های بی­مورد و بیجا روح وی را آزرده می­کنند و سبب بروز طغیان و سرکشی در وی می­گردند.اگر پدر و مادر این موقعیت روحی و روانی را درک نکنند و آن را پدیده­ای غیر طبیعی به شمار آورند و اجازه ندهند نوجوان این مرحله را پشت سر گذارد،فاصله بین دو نسل هر روز عمیق­تر می­شود،تا جایی که والدین و فرزند قادر به تحمل یکدیگر نخواهند بود و این امر عاقبت سبب فرار نوجوان از خانه می­گردد(ملک آبادی،1357).

2- سخت­گیری و وجود شرایط تنبیه در خانواده،عامل دیگری در بروز پدیده­ی فرار است.تحقیقات مک کود نشان می­دهد کودکانی که در خانواده­های سخت گیر تربیت یافته­اند،امکان بیش­تری برای انحرفشان وجود دارد.همچنین شلدون و کلوک در تحقیقات خود نشان داده­اند که سخت­گیری و فشار بیش از حد والدین،خصوصا پدر،یکی از عوامل مهم ترک خانواده محسوب می­شود.در این شرایط،تنها عده­ی کمی از نوجوانان ارتباط خود را با خانواده حفظ می­کنند.البته والدینی که به فرزندان خود آزادی بدون قید و شرط می­دهند، همان قدر دچار مشکلات می­شوند که والدین سخت­گیر.زیرا غالبا فرزندان آن­ها خود خواه،نظم ناپذیر و بی توجه بار می­آیند.به قول هاروکس،ریشه­ی هر نوع انحراف و بزهکاری نوجوانان را باید در اطلاعات ناقص یا سخت­گیری­های بیجا و غیر منطقی بزرگسالان جست و جو کرد(شاپوریان،1355).

3- وجود نامادری و ناپدری: وجود نا مادری و برخورد غرض آلود و آکنده از تبعیض او با فرزندان شوهر نیز می­تواند محیط خانه را به محیطی ناامن برای زندگی نوجوان تبدیل کند.تحت چنین شرایطی وقتی که تحمل آن از عهده­ی نوجوان خارج می­گردد،فرار را بر قرار در آن خانه­ی ناامن ترجیح می­دهد. بی­مهری و کج خلقی نامادری غالباً به محض تولد اولین فرزند خوانده­ها آغاز می­شود(میرابی،1384).

4- فقر عاطفی: فقر عاطفی یکی از عوامل مهم ترک خانه محسوب می­شود.اگر خانه،که باید محلی امن برای تامین نیازهای عاطفی کودک و نوجوان باشد، به محیطی عاری از محبت و عواطف بدل شود، طبیعی است نوجوانی که حساس و زود رنج نیز شده، در جست و جوی محبت،پا را از خانه بیرون گذارده، در میان گروه­های همسن یا دوستان خلافکار وارد شود.نوجوانان از خانواده­ی بی مهر و بی فروغ و رنج افترا،که تجارب تلخ برایشان فراهم می­سازد،می­گریزند و از این که خود را شریک یا عضوی از آن گروه بدانند،روی بی می­گردانند،زیرا توان همسازی رفتار خود با آنان را ندارد(قائمی،1373).

به طور کلی وقتی محیط خانواده سرد و خالی از عواطف است،نوجوان احساس طرد شدگی می­کند.محیط طوری است که نیازها و حوائج او را که برای رشد و شخصیت وی لازم و ضروری است-مانند استقلال،پذیرفته شدن و یافتن محلی برای تخلیه­ی هیجانات-نادیده گرفته می­کوشند که او را در سطح یک کودک نگه دارند،لذا نوجوان ترجیح می­دهد از خانه فرار کند(ایزدی،1355).

5- گاهی نیز علت فرار، تنهایی یا احساس تنهایی بیش از حد نوجوان در خانه است.نوجوان احساس می­کند شدیداً تنهاست و کسی از اعضای خانواده با وی تماس عاطفی ندارد و مورد توجه و محبت قرار نمی­گیرد.تحقیقات نشان داده است که احتمال بروز بزهکاری نوجوان در خانواده­هایی که در آن­ها بی اعتنایی و بی احساسی وجود دارد،حتی از خانواده­های از هم پاشیده بیشتر است.

6- عامل دیگری که به نوعی می­تواند آن را جزو عوامل خانوادگی موثر در پدیده­ی فرار به حساب آورد،فقر اقتصادی است.وجود فقر اقتصادی،طبعاً کج خلقی والدین و آسیب پذیری آنان را به دنبال دارد و همین امر سبب می­شود تا نوجوان حساس و زود رنج در جست و جوی کار در بیرون از خانه و گاهی بیرون از شهر و دیار خود باشند و راهی شهرهای بزرگ شوند.به علاوه والدین نیز در تامین معاش خویش تن به کارهای سخت و طاقت­فرسا داده،شبانگاه که خسته و کوفته به خانه باز می­گردند،در برابر تمنیات کودکان خود با خشونت و کتک کاری آن­ها را ساکت می­کنند.این گونه افراد معمولاً برای بهره­گیری از نیروی کار فرزندان تمایلی در فرستادن آن­ها به مدرسه نیز از خود نشان نمی­دهند و همین امر نوجوانان را در مسیر فرار از خانه و ارتکاب جرم قرار می­دهد(همان).

راهبردهایی برای پیش­گیری از معضل فرار نوجوانان از خانه

*      پدران و مادران به جای این­ که به فرزند خود بگویند:« مواظب باش »،بهتر است بگویند:« چگونه باش،چه کارهایی انجام بده و از چه کارهایی برحذر باش ».

*           کنترل و مراقبت پدر و مادر در مورد دوستان ناباب و به طور کلی دوستان فرزند،امری ضروری است.

*      لازم است والدین در صورت مشاهده­ی رفتار انحرافی در فرزند خود،مسئله را جدی گرفته،زمینه­های آن را قبل از این که ریشه بدواند،قطع کنند.

*           به منظور حذف زمینه­های مساعد برای ابتلا به آسیب­های اجتماعی،پیشگیری بر درمان ترجیح داده شود.

*      معلمان و مربیان نیز وظایفی مثل والدین و حتی گسترده­تر و کلی­تر به عهده دارند و چه بسا نقش آن­ها موثرتر است(ستوده،1382).

*      جامعه و دولت باید تسهیلات لازم را برای نوجوانان فراهم آورند و از طریق رسانه­های جمعی،الگوهای مناسب را به آنان معرفی کنند.

*      مهارت­های زندگی به نوجوانان،به خصوص دختران،آموزش داده شود و با اطلاع رسانی به موقع و بیان سرگذشت دختران فراری در مدارس متوسطه،از بروز پدیده­ی فرار پیشگیری شود.

*      فرهنگ مشاوره در مدارس و خانواده­ها تقویت شود و اولیا و مربیان نسبت به برقراری رابطه­ی مثبت با نوجوانان،به ویژه دختران نوجوان،آگاه شوند.

چند توصیه به والدین

والدین باید توجه داشته باشند که از نظر اسلامی وظیفه دارند نسبت به تعلیم و تربیت فرزندان خود از هیچ کوششی فرو گذار ننمایند.از این رو توجه به موارد زیر ضروری به نظر می­رسد:

*      فرزندان خود را از محبت سیراب کنند تا کمبود محبت سبب نشود آن­ها در جست و جوی این نیاز مهم خود به بیگانگان و افراد فاسد و منحرف روی آورند.

*      گرچه ممکن است در هر خانه­ای گهگاه مشاجره و درگیری رخ دهد،اما هرگز نباید این اختلافات و درگیری­ها به میان فرزندان کشانده شود،زیرا احساس آن­ها را در خانه دچار تزلزل خواهد کرد.

*      والدین باید خانه را به محیطی امن،صمیمی و دوست داشتنی برای فرزندان تبدیل کنند تا آن­ها در خانه احساس آرامش و امنیت نمایند.به طور مسلم،جاذبه­ی چنین خانواده­ای مانع گریز کودکان و نوجوانان از خانه خواهد شد.

*      به فرزندان خود احترام کنید و صادقانه آنان را در حل مشکلات و مسائلشان یاری دهید.هم چنین از پند و اندرز مستقیم، بالاخص در حضور دیگران،پرهیز کنید.

*      والدین باید در فرصتی با فرزندان گفت و گو کنند و به سخنان آن­ها نیز گوش فرا دهند.باجلب اعتماد آنان زمینه­ای فراهم می­شود تا به راحتی بتوانند مسائل و مشکلات خود را با شما در میان گذارند.

*           هرگز فرزندان خود را به خاطر ضعف­ها و ناتوانی­هایشان سرزنش نکنید و آن­ها را با دیگران مقایسه ننمایید.

*      بیش از حد توانشان به آن­ها تکلیف واگذار نکنید.زیرا عدم توفیق در انجام تکالیف محوله آن­ها را دچار احساس بی­کفایتی و عدم اعتماد به نفس می­کند.

*           به فرزندان خود بیاموزید که از برخورد با مشکلات نهراسند و در رفع آن­ها به طور منطقی و شجاعانه اقدام کنند.

*      روح معنویت را در خانه زنده نگه دارید و سعی کنید تا در اعماق دل فرزندان آن را رسوخ دهید،زیرا معنویت بهترین نیروی بازدارنده از هرگونه لغزش و انحراف است.

*      باید توجه داشت که زمان رشد فرزندان شما با زمانی که خود در آن رشد یافته­اید،متفاوت است و هرگز نباید توقع داشت نسل جدید نیز همان شیوه­ی پیشینیان را در زندگی،آداب و رسوم و لباس پوشیدن پیشه­ی خود سازد.


+ نوشته شده توسط خانی در 88/03/17 و ساعت 6:2 بعد از ظهر |