X
تبلیغات
کافی نت مهتاب یزد - متنای باحال
از همه چی مطلب داریم. تشریف بیارید
 

به ترکه می گن با شرمندگی جمله بساز. ميگه : ۰۹۳۵

 

رشتيه در خونه رو باز مي کنه مي بينه يه مرده سريع مي دوه بيرون . خلاصه دنبالش ميکنه . مرده بدو رشتيه بدو . بالاخره سرکوچه گيرش مياره . يقه شو ميگيره ميگه : مرتيکه اومدي عشق و حالتو کردي .... دمپايي رو کجا مي بري؟

 

ترکه چاق بوده میخواسته ماشین پژو 206 بخره. میره پشت فرمان بشینه ماشین رو امتحان کنه، میبینه جا نمیشه، میاد پایین به یارو فروشنده میگه: این ماشین که یک کمی تنگه، یک شماره بزرگتر، پژو 207 ندارین؟

 

برگ های خاطره ها به آرامی میریزن و من بلندشون میکنم و اونها رو گرد هم میارم چون امروز، فردا و تا وقتی که زندگی من ادامه داره بخاطر داشتن شخصی مثل تو خوشحال خواهم بود

 

قطعه‌اي از شاهكار ادبي یک ترک : شب بود و خورشيد به روشني مي‌درخشيد، پيرمردي جوان، يكه و تنها با خانواده‌اش در سكوت گوش‌خراش خيابان قدم‌زنان ايستاده بود

 

زنه سوار ماشين ترکه ميشه ميگه امان از گروني رون و سينه ! ترکه ميگه لاپا! لاپا رو بگو ! زنه داد ميزنه خفه شو بي ادب ! ترکه ميگه بابا لاپا، نخود، عدس

 

دختره به دوست پسرش میگه : تو بعد ازدواج هم منو اینقدر دوست خواهی داشت؟ پسره میگه اگه شوهرت گیر نده آره

 

آري آغاز دوست داشتن زيباست گر چه پايان راه ناپيداست....... من به پايان نينديشم که همين دوست داشتن زيباست

 

خنجرعشق قلبم را شكافت تا قطره اي از خونم را به عنوان سلام به تو تقديم كنم عزيزم تو را به جرم نگاهت تو را به زيباييت در زندان قلبم محكوم به حبس ابدمي كنم مگر اينكه در دادگاه عشق من اعتراف كني كه دوست دارم

 

زن از شوهرش ميپرسه : عزيزم تو زن خوشگل دوست داري يا زن با شعور؟ مرده ميگه : هيچ كدوم عزيزم من تورو دوست دارم...!!!

 

خوبه دیگه, تو راحت تو خونه نشستی ولی من الان تعمیرگاه هستم, میدونی چرا؟ . . . . چون . . . . خرابتم

 

ميدوني كي ميفهمي كه دنيا دو روزه ؟ وقتي هر كسي رو كه دوست داري بهت ميگه تا آخر دنيا باهاتم...!

 

عشق لالايي بارون تو شباست نم نم بارون پشت شيشه هاست لحظه ي شبنم و برگ گل ياس لحظه ي رهايي پرنده هاست لحظه ي عزيز با تو بودنه آخرين پناه موندن منه

 

پيداست هنوز شقايق نشدي زنداني زندان دقايق نشدي وقتي که مرا از دل خود مي راني يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 9:57  توسط خانی  |